تحقيق در تفسير ابوالفتوح رازي - عسکر حقوقی - الصفحة ٣٠٤
۱۱۱۰.نافع روايت كرد از عبداللّه عمر كه رسول عليه السلارزق فلان بن فلان اين روزى فلان بن فلان است».
(تفسير ابوالفتوح رازى [١] ، ج ۲، ص ۲۸۵) .
۱۱۱۱.در خبر مى آيد كه رسول عليه السلام گفت:«شب معراج كه مرا به آسمان بردند، فرشته اى را ديدم كه بر كرسى نشسته، ترشروى و دلتنگ. همه فرشتگان چون مرا ديدند، در روى من بخنديدند، مگر او و لوحى در دست گرفته و در آنجا مى نگريد. من جبرئيل را گفتم: اين فرشته كيست كه بر روى من نخنديد و استبشارى نكرد. گفت: اين ملك الموت است كه از آن گاه كه خداى تعالى او را آفريده، كسى او را خندان نديد. گفت: من بر او شدم و گفتم: يا ملك الموت! قبض ارواح خلقان چگونه كنى؟ يكى به مشرق و يكى به مغرب و اين لوح چيست؟ در آنجا چه نوشته است؟ گفت: امّا لوح در آنجا آجال خلقان است. خداى تعالى از اين شب قدر تا آن شب قدر، آنان را كه در آن سال وقت مرگ نهاده باشد، نام ايشان و اجل ايشان بر اين لوح ثبت فرمايد و به من دهد تا من در او مى نگرم و آن وقت را مراقبه مى كنم و امّا كيفيّت قبض، حق تعالى اين دنيا را پيش من همچنان نهاده كه خوانى پيش كسى نهند كه هر كجا خواهد، دست بياورد و آنچه خواهد، بردارد».
(تفسير ابوالفتوح رازى [٢] ، ج ۲، ص ۲۸۸)
۱۱۱۲.راوى خبر گويد كه رسول عليه السلام گفت كه:«شب معراج كه مرا به آسمان بردند، اسرافيل را ديدم صور بر دهان گرفته و آن بر شكل سروى بود: يك سر در دهان او و آن سَرِ ديگر چهل هزار منفذ داشت در زير عرش و او چشم در زير عرش كشيده، جبرئيل را گفتم: چند گاه است تا اسرافيل اين صور در دهن دارد؟ گفت: از آن گاه كه خداى تعالى او را آفريده است و عالم را آفريده، او صور در دهان گرفته و چشم در زير عرش كشيده، منتظر فرمان خداى تعالى، تا خداى تعالى كى فرمان دهد كه در