تحقيق در تفسير ابوالفتوح رازي - عسکر حقوقی - الصفحة ٣٠٣
۱۱۰۸.انس روايت كند كه رسول عليه السلام گفت:است كه با شما بنشينم و مجالست با شما تبرّك كنم و بر آن صبر كنم كه شما آنانيد كه خداى مرا مى خوانيد به بامداد و شبانگاه مجلس شما مجالس انبيا است و صالحان كه پيش شما بودند».
(تفسير ابوالفتوح رازى [١] ، ج ۲، ص ۲۸۱)
۱۱۰۹.در خبر است كه رسول گفت:«شب معراج كه مرا به آسمان بردند، فرشته اى را ديدم كه او را هزار هزار دست بود و بر هر دستى هزار هزار انگشت و به آن انگشتان حساب و شمارى مى گرفت. جبرئيل را گفتم اين فرشته كيست و چه حساب مى كند؟ گفت اين فرشته اى است كه موكل بر قطره هاى باران است كه قطرات باران نگاه دارد كه چند قطره از آسمان بر زمين آيد. من آن فرشته را پرسيدم: تو دانى كه از آن گاه كه خداى تعالى جهان را آفريده است، چند قطره باران از آسمان به زمين آمده است؟ گفت: يا رسول اللّه ! به آن خداى كه تو را به حق به خلق فرستاد كه جز دانم كه چند قطره باران از آسمان به زمين آمد تفصيل آن دانم كه بر بحر چند آمد و بر برّ چند آمد و بر خراب چند آمد و بر عمران چند آمد و بر بستان چند آمد و بر شورستان چند آمد و بر گورستان چند آمد. رسول عليه السلام گفت: «عجب بماندم از خاطر او در آن حساب و حفظ آن. مرا گفت: يا رسول اللّه ! حسابى هست كه من با اين همه ذهن و خاطر و دستها و انگشتان به آن نرسم. گفتم: آن كدام حساب است؟ گفت: جماعتى از امّت تو در مجمعى حاضر باشند، كسى پيش ايشان نام تو برد، ايشان بر تو صلوات بفرستن؛ من حصر و حدّ ثواب ايشان ندانم».
(تفسير ابوالفتوح رازى [٢] ، ج ۲، ص ۲۸۵)
۱۱۱۰.نافع روايت كرد از عبداللّه عمر كه رسول عليه السلا«هيچ زرعى نيست بر روى زمين و هيچ درختى و ميوه اى والاّ بر وى نوشته است بسم اللّه الرحمن الرحيم