ص ۲۲۵)
۱۰۹۶.رسول عليه السلام گفت:«به آن خداى كه جان من به امر اوست كه در اين ساعت بهشت و دوزخ در برابر من مصوّر كرده بودند و من در وى نگريدم و اهل آن را در آنجا ديدم».
(تفسير ابوالفتوح رازى [١] ، ج ۲، ص ۲۳۲.
۱۰۹۷. قيس بن حازم روايت كند از رسول عليه السلام شنيدم كه گفت: «مردمان چون منكرى بينند و تغيّر نكنند، خداى تعالى عقاب عام فرستد. ايشان را امر معروف كنيد و نهى منكر كنيد و تهاون مكنيد در اين معنى و به اين آيه معذور مباشيد كه گويى چه من كار خود كرده باشم مرا با كسى سبيلى نيست كه به خداى كه اگر امر معروف و نهى منكر كنى و الاّ خداى تعالى مسلّط كند بر شما بدترين خلقان و بر شما نهد عذاب بدان كه نيكان شما ذليل شوند، ايشان دعا كنند خداى تعالى اجابت نكند». (تفسير ابوالفتوح رازى [٢] ، ج ۲، ص ۲۳۵)
۱۰۹۸. ابوهريره گفت ما رسول خدا را گفتيم: يا رسول اللّه ! اگر ما همه معروف به جاى آوريم و امر نكنيم و از همه منكر اجتناب كنيم و نهى نكنيم، ما را زيان دارد؟ رسول عليه السلام گفت: «امر معروف كنيد؛ اگر چه همه معروف به جاى نياريد و نهى منكر كنيد؛ اگر چه از همه منكر اجتناب نكنيد». (تفسير ابوالفتوح رازى [٣] ، ج ۲، ص ۲۳۵)
۱۰۹۹.ابوثعلبة الخُشنى گفت رسول عليه السلام را از اين آ«امر معروف و نهى منكر مى كنيد تا آنكه ببينيد كه مردم دنيا بر دين بگزينند و در فرمان بخيل شدند و متابعت هواى نفس بر دست گرفتند و هر كس براى خود معجب و مستبد شدند آنگه هر كسى حصّه نفس خود و آنچه به خاصّه او باز گردد، نگاه داريد و عوام را رها كنيد به كار خود كه از پس شما روزگارى خواهد بودن كه ايّام صبر باشد. در آن ايّام