تحقيق در تفسير ابوالفتوح رازي - عسکر حقوقی - الصفحة ٣٠
زيرك القمى و خواجه امام ابوالفتوح عالم كه مصنّف بيست مجلّد است در تفسير قرآن و مؤلّف كتاب شرح الشهاب النبوى است كه همه طوائف اسلام به خواندن و نوشتن آن راغبند و غير اينان از متقدّمان و متأخّران كه به ذكر همه كتاب مطوّل شود و همه مدرّس و متكلّم و فقيه و عالم و مُقرى و مفسّر و متديّن و زاهد بودند.
از اواخر قرن چهارم بر اثر نفوذ كامل مذهب در ايران و تأسيس مدارس بر مبناى معارف اسلامى، فرهنگ ايرانى به رنگ دين درآمد و به ناچار اساس و پايه تعليمات ايرانيان بر روى دين قرار گرفت و نويسندگان و گويندگان در آثار نظم و نثر خويش با استشهاد به آيات كلام اللّه و احاديث پيغمبر بزرگ و سخنان ائمّه اطهار عليهم السلام، نوشته هاى خود را زينت مى دادند و پايه و مبناى بحث و گفت وگوى خويش را نيرو مى بخشيدند و در اين شيوه بر يكديگر پيشى مى گرفتند.
مباحثات و مناظرات طرفداران فِرَق مختلف اسلامى سبب شد كه علوم شرعى به وجود آيد. و در هر يك از شاخه هاى اين علوم دانشمندان مبرّزِ به نامى پيدا شدند كه در دانشهايى چون: علم القراءة، علم تفسير، علم حديث، علم فقه، علم كلام صاحب تأليفاتى نفيس و گران بها بودند.
در اثناى دو قرن پنجم و ششم، فرَق ديانت اسلام از اشاعره، معتزله، اهل سنّت و اهل تشيّع و فرقه هاى ديگر و نيز زردشتيان، يعنى ايرانيانى كه به آيين كهن ايران باستان وفادار بودند، در رِى وجود داشتند. به علاوه از نژادهاى مختلف، عرب، ايرانى، ترك، نيز بودند كه قهراً بين خود مجادلات و مناظرات فراوان داشتند كه گاه آن گفت وگوهاى سراپا تعصّب و مناقشات به زد و خورد خونين منتهى مى شد و نيز هر فرقه براى به كرسى نشاندن عقايد خويش دستگاه تبليغاتى عليه فرقه هاى ديگر تشكيل مى داد. علما و وعّاظ با تشكيل مجالس وعظ و تذكير و بيان عقايد خود به نشر و تقويت آراى خويش مى پرداختند و افكار و عقايد فرقه هاى ديگر را رد مى كردند. در بعض از شهرهاى مهمّ خراسان چون: مرو، نيشابور، بلخ، هرات،