تحقيق در تفسير ابوالفتوح رازي - عسکر حقوقی - الصفحة ٢٦٩
۹۷۲.ابو سعيد خدرى روايت كند از رسول عليه السلام كه اودنيا نماز كردند و روزه داشتند و حج كردند. حق تعالى گويد بر وى و هر كس را كه شناسى، از دوزخ بيرون آرى. بيايند ايشان را به صورت بشناسند؛ بعضى از ايشان تا نيمه ساق در آتش باشند و بعضى تا به كعب. ايشان را بيرون آرند. حق تعالى گويد: بر وى هر كس را كه در دلش وزن دينارى ايمان باشد بيارى. بيايند گروهى ديگر را بيارند. گويند بر وى و آن را كه در دل او مقدار نيم دينار ايمان بود، بيارى. آنگه گويد بر وى هر كه در دل او مثقال ذرّه ايمان بود، او را بيارى».
(تفسير ابوالفتوح رازى [١] ، ج ۱، ص ۶۹۰)
۹۷۳.ابو هريره روايت كرد از رسول عليه السلام كه او گفت«ابراهيم را عليه السلام چون به آتش افكندند، آخر سخن كه از او شنيدند، اين بود كه گفت: حسبنا اللّه ونعم الوكيل».
(تفسير ابوالفتوح رازى [٢] ، ج ۱، ص ۶۹۰)
۹۷۴.عوف بن مالك روايت كند كه رسول عليه السلام گفت، ازحسبنا اللّه ونعم الوكيل. رسول عليه السلامگفت: «باز آريد اين مرد را باز آوردند».
او را گفت: «يا هذا! خداى (عزّوجلّ) بر زيركى جهر مى كند و بر عجز ملامت. چون كار بر تو غالب شود، اين كلمه بگوى».
(تفسير ابوالفتوح رازى [٣] ، ج ۱، ص ۶۹۰ ـ ۶۹۱)
۹۷۵.راوى خبر گويد كه يكى رسول را سؤال كرد و گفت:از مردمان كه بهتر است اى رسول اللّه ؟ گفت: «آنكه عمرش دراز بود و عملش نيكو بود».
گفت: از مردمان كه بدتر است؟ گفت: «عمرش دراز بود و عملش بد بود. نيكبختى و همه نيكبختى درازى عمر بود در طاعت خداى و آنكه عمل او بر عكس