تحقيق در تفسير ابوالفتوح رازي - عسکر حقوقی - الصفحة ٢٦٧
۹۶۶.اميرالمؤمنين على عليه السلام گفت:مرد گفت: يا اميرالمؤمنين! عُرب و اتراب چه باشد؟ گفت: الغنجات الرضيّات الشهيات؛ نازنينان پسنديده آرزو.
«و هر يكى را از ايشان هفتاد هزار كنيزك و هفتاد هزار غلام باشد با روى هاى چون ماه تابان و تاجهاى زر و لؤلؤ ازارهاى سراب بر دوش افكنده و كوزه ها و ابريقها بر دست گرفته، چون روز قيامت باشد و ايشان بر مرتبه خود مى آيند. به آن خداى كه جان محمّد به امر او است كه اگر پيغمبران در راه پيش ايشان برافتند، از بهاى ايشان پياده شوند. اين شهيدان بيايند و در موقف شفاعت بايستند. هر يكى از ايشان هفتاد هزار گناهكار را شفاعت كنند از اهل البيت و همسايگان؛ تا دو همسايه با يكديگر خصومت كنند. هر يكى گويد من اولى ترم به شفاعت او كه من نزديك ترم به جوار و همسايگى او. آنگه بيايد و با من و با ابراهيم بر مائده خلد بنشيند. خداى تعالى به رحمت با ايشان مى نگرد و ايشان به ثواب و كرامت خداى مى نگرند بامداد و شبانگاه».
(تفسير ابوالفتوح رازى [١] ، ج ۱، ص ۶۸۶ ـ ۶۸۷)
۹۶۷.راوى خبر روايت كند از قيس الجذامى از رسول عليه ال«خداى تعالى شهيدان را شش خصلت بدهند عند آنكه اوّل قطره خون او بر زمين آيد: گناهانش را جمله بيامرزد، و جاى خود در بهشت بيند، و جفت خود را از حور العين، و از فزع اكبرش امن كند، و از عذاب گور ايمن باشد، و به حليه ايمانش آراسته دارند».
(تفسير ابوالفتوح رازى [٢] ، ج ۱، ص ۶۸۷)
۹۶۸.انس مالك روايت كند كه با رسول عليه السلام بوديم ديا رسول اللّه ! من مردى ام چنين كه مى بينى: سياه و زشت موى و كريه بوى درويش بى مال. اگر در پيش تو جهاد كنم تا مرا بكشند، جاى من كجا باشد؟ رسول عليه السلام گفت: بهشت. چون آن اين بشنيد، نيزه بر سر گرفت و حمله برد و