تحقيق در تفسير ابوالفتوح رازي - عسکر حقوقی - الصفحة ١٨
كار جمع آورى و تدوين احاديث و تأليف مَسانيد در قرن دوم به شيوه بهترى انجام شد و كسانى كه به اين امر پرداختند، احاديث را به حسب رُوات، فراهم و جمع كردند؛ يعنى ترتيب فقهى را كه سابق بر اين در تدوين و جمع احاديث رسم بود، كنار گذاشتند. از مَسانيدى كه در اين قرن تهيه و تدوين شد، يكى مُسند عبيداللّه بن موسى الكوفى و مُسدَّد بن مُسَرهَد بصرى است.
نقد احاديث و عصر صحاح
در قرن سوم فكر نقد احاديث و تمييز انواع آنها از يكديگر و ذكر رجال حديث و حكم نسبت به آنان از قرن دوم بيشتر نضج و رونق گرفت و اصولى كه محدّثين در تشخيص مراتب روايت از صحيح و سقيم و قوى و ضعيف و درجات روات از عدل و ثقه و نظاير آنها اتّخاذ كرده اند، در حقيقت پايه و مبناى نقد ادبى و لغوى قرار گرفت و از آن پس علما به ذكر سلسله روات نظر داشتند و چنين مى كردند.
اين دوره را بايد عصر تأليف صحاح نام گذاشت. شش تن از بزرگان به تأليف آثار خويش پرداختند و آنها عبارت اند از:
۱. ابوعبداللّه محمّد بن اسماعيل بن ابراهيم بن مغيره جعفى بخارى كه در سال ۱۹۴ هجرى به دنيا آمد. نياكان وى زردشتى بودند و مغيره نخستين كسى از اين خاندان بود كه دين اسلام پذيرفت. بخارى با اندوخته سرشار پدر براى تحصيل و تكميل دانش خود به شهرهاى بزرگ، كه در آن روزگار از جهت اخذ حديث شهرت كامل داشتند، سفر كرد. شاگرد ابن حنبل و يحيى بن معين بود. خالد ذهلى فرمانرواى خراسان وِى را به يكى از قراى سمرقند تبعيد كرد و او در آن قريه در سال ۲۵۶ه در ۶۲ سالگى درگذشت. كتاب الجامع الصحيح معروف به صحيح بخارى از وى باقى مانده است [١] كه داراى ۷۲۵۷ تا ۹۲۰۰ حديث است كه در مدّت بالغ بر