تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٩٥
فَضْلٍ».
و به همين دليل، «ما گمان مىكنيم: شما دروغگو هستيد» «بَلْ نَظُنُّكُمْ كاذِبينَ».
***
آيات بعد، پاسخهاى منطقى «نوح» را در برابر اين ماجرا جويان بيان مىكند، نخست مىگويد: «اى قوم! اگر من داراى دليل و معجزه آشكارى از سوى پروردگارم باشم، و مرا در انجام اين رسالت مشمول رحمت خود ساخته باشد، و اين موضوع بر اثر عدم توجه بر شما مخفى مانده باشد» آيا باز هم مىتوانيد رسالت مرا انكار كنيد، و از پيروى من دست برداريد؟! «قالَ يا قَوْمِ أَ رَأَيْتُمْ إِنْ كُنْتُ عَلى بَيِّنَةٍ مِنْ رَبِّي وَ آتاني رَحْمَةً مِنْ عِنْدِهِ فَعُمِّيَتْ عَلَيْكُمْ».
در اين كه، اين پاسخ مربوط به كدام يك از ايرادهاى سهگانه مستكبران قوم نوح است، مفسران گفتگوهاى فراوانى دارند، ولى با دقت روشن مىشود كه، اين پاسخ جامع مىتواند، جوابگوى هر سه ايراد گردد، زيرا نخستين ايرادشان اين بود كه چرا تو انسان هستى؟!
او در پاسخ مىگويد: درست است كه من انسانى هستم همچون شما، ولى مشمول رحمت الهى واقع شدهام، و دليل و بيّنه آشكارى به من داده است، بنابراين، انسانيتم نمىتواند مانع اين رسالت بزرگ باشد، و لزومى ندارد كه فرشته باشم.
دومين ايراد آنها اين بود كه، پيروان تو افراد بىفكر و ظاهربين هستند، او مىگويد: شما بىفكر هستيد كه اين حقيقت روشن را انكار مىكنيد؛ زيرا دلائلى با من است كه براى هر فرد حقيقتجوئى كافى و قانعكننده است، مگر افرادى چون شما كه زير پوشش غرور، خودخواهى، تكبر و جاهطلبى، چشم