تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٨٤
و در هر حال، اين موضوع به هر دو معنى درباره قوم ثمود، صادق بوده است، چرا كه، آنها زمينهاى آباد و خرم و سرسبز و باغهائى پر نعمت داشتند، و اصولًا در كشاورزى ابتكار و قدرت فراوان به خرج مىدادند، و از اين گذشته، عمرهاى طولانى و اندامهائى قوى و نيرومند داشتند، و در ساختن بناهاى محكم پيشرفته بودند، چنان كه قرآن مىگويد: وَ كانُوا يَنْحِتُونَ مِنَ الْجِبالِ بُيُوتاً آمِنين: «در دل كوهها خانههائى امن و امان به وجود مىآوردند». «١»
قابل توجه اين كه، قرآن نمىگويد خداوند زمين را آباد كرد و در اختيار شما گذاشت، بلكه مىگويد: عمران و آبادى زمين را به شما تفويض كرد، اشاره به اين كه، وسائل از هر نظر آماده است، اما شما بايد با كار و كوشش، زمين را آباد سازيد، و منابع آن را به دست آوريد و بدون كار و كوشش سهمى نداريد.
در ضمن، اين حقيقت نيز از آن استفاده مىشود كه، براى عمران و آبادى بايد به يك ملت مجال داد، و كارهاى آنها را به دست آنان سپرد، و وسائل و ابزار لازم را در اختيارشان گذارد.
«اكنون كه چنين است، از گناهان خود توبه كنيد و به سوى خدا باز گرديد كه پروردگار من به بندگان خود نزديك است و در خواست آنها را اجابت مىكند» «فَاسْتَغْفِرُوهُ ثُمَّ تُوبُوا إِلَيْهِ إِنَّ رَبِّي قَريبٌ مُجيبٌ».
***
استعمار در قرآن و عصر ما
همان گونه كه در آيات فوق ديديم، پيامبر خدا «صالح» براى ايفاى نقش تربيتى خود در ميان قوم گمراه «ثمود»، آنان را به ياد آفرينش عظيم انسان از خاك، و تفويض آبادى زمين و منابع آن به او سخن مىگويد.