تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤١٢
كه تو اى يعقوب بنده مرا خوار كردى و خشم مرا بر افروختى، و مستوجب تأديب و نزول مجازات بر خود و فرزندانت شدى ...
اى يعقوب! من دوستانم را زودتر از دشمنانم توبيخ و مجازات مىكنم، و اين به خاطر آن است كه به آنها علاقه دارم!. «١»
قابل توجه اين كه: به دنبال اين حديث مىخوانيم «ابو حمزه» مىگويد: از امام سجاد عليه السلام پرسيدم: يوسف عليه السلام چه موقع آن خواب را ديد؟
امام فرمود: «در همان شب».
از اين حديث، به خوبى استفاده مىشود يك لغزش كوچك و يا صريحتر يك «ترك اولى»- كه گناه و معصيتى هم محسوب نمىشد، (چرا كه حال آن سائل بر يعقوب روشن نبود)- از پيامبران و اولياى حق بسا سبب مىشود كه خداوند، گوشمالى دردناكى به آنها بدهد، و اين نيست مگر به خاطر اين كه مقام والاى آنان ايجاب مىكند، همواره مراقب كوچكترين گفتار و رفتار خود باشند، چرا كه: حَسَناتُ الأَبْرارِ سَيِّئاتُ الْمُقَرَّبِينَ: «كارهائى كه براى بعضى از نيكان حسنه محسوب مىشود براى مقربان درگاه خداوند سيئه است». «٢»
جائى كه يعقوب آن همه درد و رنج به خاطر بىخبر ماندن از درد دل يك سائل بكشد، بايد فكر كرد، جامعهاى كه در آن گروهى سير و گروه زيادترى گرسنه باشند، چگونه ممكن است مشمول خشم و غضب پروردگار نشوند و چگونه خداوند آنها را مجازات نكند؟
***