تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥١٣
***
نكتهها:
١- نتيجه پاكدامنى
در اين فراز از داستان يوسف ديديم كه سرانجام دشمن سر سختش به پاكى او اعتراف كرد، و اعتراف به گنهكارى خويش و بىگناهى او نمود، اين است، سرانجام تقوا و پاكدامنى و پرهيز از گناه، و اين است مفهوم جمله: وَ مَنْ يَتَّقِ اللَّهَ يَجْعَلْ لَهُ مَخْرَجاً* وَ يَرْزُقْهُ مِنْ حَيْثُ لا يَحْتَسِب: «هر كسى تقوا پيشه كند خداوند راه گشايشى براى او قرار مىدهد* و از آنجا كه گمان نمىكرد به او روزى مىدهد». «١»
تو پاك باش و در طريق پاكى استقامت كن! خداوند اجازه نمىدهد ناپاكان حيثيت تو را بر باد دهند!.
***
٢- شكستها سبب بيدارى
شكستها هميشه شكست نيست، بلكه در بسيارى از مواقع ظاهراً شكست است، اما در باطن يك نوع پيروزى معنوى به حساب مىآيد، اينها همان شكستهائى است كه سبب بيدارى انسان مىگردد، و پردههاى غرور و غفلت را مىدرد و نقطه عطفى در زندگى انسان محسوب مىشود.
همسر عزيز مصر (كه نامش «زليخا» يا «راعيل» بود) هر چند در كار خود گرفتار بدترين شكستها شد، ولى اين شكست در مسير گناه، باعث تنبه او گرديد، وجدان خفتهاش بيدار شد، از كردار ناهنجار خود پشيمان گشت، و روى به درگاه خدا آورد.