تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٢٨
الْيَوْمَ مِنْ أَمْرِ اللَّهِ».
«تنها نجات از آن كسى است كه مشمول رحمت خدا باشد و بس»! «إِلَّا مَنْ رَحِمَ».
كوه كه سهل است، كره زمين كه سهل است، خورشيد و تمام منظومه شمسى با آن عظمت خيرهكننده در برابر قدرت لايزال او ذرّه بىمقدارى بيش نيست.
مگر بالاترين كوهها در برابر كره زمين، همچون بر آمدگىهاى بسيار كوچكى كه روى سطح يك نارنج قرار دارد نيست؟ همان زمينى كه يك ميليون و دويست هزار مرتبه بايد بزرگ شود، تا به اندازه كره خورشيد گردد، همان خورشيدى كه يك ستاره متوسط معمولى آسمان، از ميان ميليونها ميليون ستاره در پهنه عالم خلقت است.
پس چه خيال خامى! و چه فكر كوتاهى! كه از «كوه» كارى ساخته باشد؟!
در همين هنگام، موجى برخاست، جلو آمد و جلوتر، و فرزند نوح عليه السلام را همچون پر كاهى از جا كند، و در لابلاى خود در هم كوبيد «و ميان پدر و فرزند جدائى افكند و او را در صف غرق شدگان قرار داد»! «وَ حالَ بَيْنَهُمَا الْمَوْجُ فَكانَ مِنَ الْمُغْرَقينَ».
***
نكتهها:
١- آيا طوفان نوح عليه السلام عالمگير بود؟
الف- از ظاهر بسيارى از آيات قرآن، چنين بر مىآيد كه طوفان نوح عليه السلام جنبه منطقهاى نداشته است، بلكه حادثهاى بوده است براى سراسر روى زمين؛ زيرا كلمه «أَرْض» (زمين) به طور مطلق ذكر شده مانند: رَبِّ لاتَذَرْ عَلَى الأَرْضِ