تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٧٩
نيست، بلكه فرد آگاه، صاحب فكر و بينش است و لابد چنين كسى مىتواند مشكل آنها را در تعبير خواب حل كند.
و بعضى ديگر گفتهاند: يوسف از آغاز ورودش به زندان، با اخلاق نيك و حسن خلق و دلدارى زندانيان و خدمت آنها، و عيادت از مريضان نشان داده بود كه يك فرد نيكوكار و گرهگشا است، به همين دليل، در مشكلاتشان به او پناه مىبردند و از او كمك مىخواستند.
ذكر اين نكته نيز لازم است كه در اينجا قرآن به جاى كلمه «عبد» و «برده» تعبير به «فَتى» (جوان) مىكند، كه يك نوع احترام است، و در حديث داريم:
لايَقُولُنَّ أَحَدُكُمْ عَبْدِى وَ أَمَتِى وَ لكِنْ فَتاى وَ فَتاتِى: «هيچ كدام از شما نبايد بگويد غلام من، و كنيز من، بلكه بگويد جوان من» «١» (تا در دوران آزادى تدريجى بردگان، كه اسلام برنامه دقيقى براى آن چيده است، بردگان از هر گونه تحقير در امان باشند).
تعبير به «إِنِّي أَعْصِرُ خَمْراً» (من شراب مىفشردم)، يا به خاطر آن است كه او در خواب ديد انگور را براى ساختن شراب مىفشارد.
يا انگورى را كه در خم، تخمير شده بود، براى صاف كردن و خارج ساختن شراب از آن مىفشرده است.
و يا اين كه انگور را مىفشرده تا عصير آن را به شاه بدهد، بىآن كه شراب شده باشد و از آنجا كه اين انگور قابل تبديل به شراب است اين كلمه به آن اطلاق شده است.
تعبير به «إِنِّي أَراني» (من مىبينم)- با اين كه قاعدتاً بايد بگويد من در