تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٨
به هر حال، اين شيوه همه جاهلان مغرور و بىخبر است، كه هر چه با تمايلات آنها سازگار نباشد، در نظرشان مسخره است، لذا تهديدهاى تكاندهنده و بيداركننده مردان حق را، به شوخى مىگيرند و هميشه با آتش، بازى مىكنند.
اما قرآن، با صراحت به آنها پاسخ مىگويد: «آگاه باشيد آن روز كه مجازات الهى فرا رسد هيچ چيز جلو آن را نخواهد گرفت» «أَلا يَوْمَ يَأْتيهِمْ لَيْسَ مَصْرُوفاً عَنْهُمْ».
«و آنچه را مسخره مىكردند بر آنان نازل مىشود» و آنها را درهم مىكوبد «وَ حاقَ بِهِمْ ما كانُوا بِهِ يَسْتَهْزِؤُنَ».
درست است كه در آن موقع ناله و فريادشان به آسمان بلند مىشود، و از گفتههاى شرمآور خود، پشيمان مىگردند، اما نه آن ناله به جائى مىرسد، و نه اين پشيمانى سودى خواهد داشت.
***
از ديگر نقطههاى ضعف آنان، كم ظرفيتى در برابر مشكلات، ناراحتىها و قطع بركات الهى است، چنان كه در آيه بعد مىگويد: «و هر گاه نعمت و رحمتى به انسان بچشانيم، و سپس آن را از او بر گيريم، او مأيوس و نوميد مىشود و به كفران و ناسپاسى بر مىخيزد» «وَ لَئِنْ أَذَقْنَا الإِنْسانَ مِنَّا رَحْمَةً ثُمَّ نَزَعْناها مِنْهُ إِنَّهُ لَيَؤُسٌ كَفُورٌ».
گر چه در اين آيه، سخن از انسان به طور كلى به ميان آمده، ولى همان گونه كه سابقاً هم اشاره كردهايم، كلمه «انسان» در اين گونه آيات اشاره به انسانهاى تربيت نايافته و خودرو و بىارزش است، بنابراين با بحثى كه در آيه قبل درباره افراد بىايمان گذشت، تطبيق مىكند.
***