تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٦٤
بدبختى، اين بود كه آنها به خاطر كينهها و عداوتهاى شخصى، حقايق را به دست فراموشى مىسپردند، در حالى كه انسان عاقل و واقعبين، كسى است كه حق را از هر كس، هر چند دشمن شماره يك او باشد بشنود و بپذيرد.
***
٣- نماز دعوت به توحيد و پاكى مىكند
قوم گمراه شعيب از روى تعجب از او پرسيدند: آيا اين نماز تو است كه دعوت به ترك پرستش بتها و ترك كمفروشى و تقلب مىكند؟.
شايد آنها فكر مىكردند، اين حركات و اذكار چه اثرى مىتواند در اين امور بگذارد؟ در حالى كه مىدانيم نيرومندترين رابطه، ميان اين دو بر قرار است، اگر نماز به معنى واقعى يعنى حضور انسان با تمام وجودش در برابر خدا باشد.
اين حضور نردبان تكامل و وسيله تربيت روح و جان و پاك كننده زنگار گناه از قلب او است.
اين حضور، اراده انسان را قوى، عزمش را راسخ و غرور و كبر را از او دور مىسازد.
***
٤- خودبينى رمز توقف است
قوم شعيب چنان كه از آيات فوق استفاده كرديم، افرادى خودخواه و خودبين بودند، خود را فهميده و «شعيب» را نادان مىپنداشتند، او را به باد مسخره مىگرفتند، سخنانش را بىمحتوا و شخصش را ضعيف و ناتوان مىخواندند، و اين خودبينى و خودخواهى، سرانجام آسمان زندگيشان را تاريك ساخت و آنها را به خاك سياه نشاند!.
نه تنها انسان، كه حيوان نيز اگر خودبين باشد، در راه متوقف خواهد شد، مىگويند: يك نفر اسب سوار، به نهر آبى رسيد، ولى با تعجب ملاحظه كرد