تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٨٩
زير چتر نياكان و هاله قداستى كه معمولًا آنها را پوشانيده است پناه مىبرند، همان منطق كهنهاى كه از قديم ميان همه اقوام منحرف براى توجيه خرافات وجود داشته، و هم اكنون در عصر اتم و فضا نيز به قوت خود باقى است.
***
اما، اين پيامبر بزرگ الهى بدون آن كه از هدايت آنها مأيوس گردد، و يا اين كه سخنان پر تزويرشان در روح بزرگ او كمترين اثرى بگذارد، با متانت خاص خودش چنين پاسخ «گفت: اى قوم من! ببينيد اگر من دليل روشنى از طرف پروردگارم داشته باشم، و رحمت او به سراغ من آمده باشد، و قلب مرا روشن و فكر مرا بيدار كرده باشد، و به حقايقى آشنا شده باشم كه پيش از آن آشنا نبودهام» آيا باز هم مىتوانم سكوت اختيار كنم، و رسالت الهى را ابلاغ نكنم و با انحرافات و زشتىها نجنگم؟! «قالَ يا قَوْمِ أَ رَأَيْتُمْ إِنْ كُنْتُ عَلى بَيِّنَةٍ مِنْ رَبِّي وَ آتاني مِنْهُ رَحْمَةً ...».
در اين حال، «اگر من مخالفت فرمان خدا كنم، چه كسى مىتواند در برابر مجازاتش مرا يارى كند»؟ «فَمَنْ يَنْصُرُني مِنَ اللَّهِ إِنْ عَصَيْتُهُ».
ولى بدانيد! «اين گونه سخنان شما و استدلال به روش نياكان و مانند آن، براى من جز ايمان بيشتر به زيانكار بودن شما اثرى نخواهد داشت» «فَما تَزيدُونَني غَيْرَ تَخْسيرٍ».
***
پس از آن، براى نشان دادن معجزه و نشانهاى بر حقانيت دعوتش، از طريق كارهائى كه از قدرت انسان بيرون است، و تنها به قدرت پروردگار متكى است وارد شد و به آنها گفت: «اى قوم من! اين ناقه خداوند است، براى شما، آيت و نشانهاى است» «وَ يا قَوْمِ هذِهِ ناقَةُ اللَّهِ لَكُمْ آيَةً».