تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٧١
أَنْ يُظْهِرَ فِي الأَرْضِ الْفَسادَ). «١»
گاهى به موسى تهمت مىزد.
زمانى تهديد مىكرد.
بار ديگر قدرت و شوكت خود را به رخ مردم مصر مىكشيد.
و زمانى ادعاى رهبرى داهيانهاى كه ضامن خير و صلاحشان است داشت.
***
و از آنجا كه روز رستاخيز، هر قوم و ملت و گروهى، با رهبر خويش وارد محشر مىشوند، و پيشوايان اين جهان، پيشوايان آن جهانند، مىفرمايد: «فرعون نيز كه رهبر گمراهان عصر خود بود، در پيشاپيش قومش وارد صحنه قيامت مىشود» «يَقْدُمُ قَوْمَهُ يَوْمَ الْقِيامَةِ».
اما به جاى اين كه، اين پيشوا پيروان خود را در آن گرماى سوزان به سوى چشمه گوارائى از آب زلال ببرد «آنها را به آتش دوزخ وارد مىسازد» «فَأَوْرَدَهُمُ النَّارَ».
«و چقدر زشت و ناپسند است كه، آتش، آبشخورگاه انسان باشد كه بر آن وارد گردد» «وَ بِئْسَ الْوِرْدُ الْمَوْرُودُ».
همان چيزى كه به جاى تسكين عطش، تمام وجود انسان را مىسوزاند، و در عوض سيراب كردن بر تشنگيش مىافزايد.
بايد توجه داشت كه، «ورود» در اصل به معنى حركت به طرف آب، و نزديك شدن به آن است، ولى بعداً، به هر نوع داخل شدن بر چيزى كلمه «ورود» اطلاق شده است.
«وِرد» (بر وزن ذِكْر) به معنى آبى است كه انسان بر آن وارد مىشود، و به