تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٦١
٩٤ وَ لَمَّا جاءَ أَمْرُنا نَجَّيْنا شُعَيْباً وَ الَّذينَ آمَنُوا مَعَهُ بِرَحْمَةٍ مِنَّا وَ أَخَذَتِ الَّذينَ ظَلَمُوا الصَّيْحَةُ فَأَصْبَحُوا في دِيارِهِمْ جاثِمينَ
٩٥ كَأَنْ لَمْيَغْنَوْا فيها أَلا بُعْداً لِمَدْيَنَ كَما بَعِدَتْ ثَمُودُ
ترجمه:
٩٤- و هنگامى كه فرمان ما فرا رسيد، شعيب و كسانى را كه با او ايمان آورده بودند، به رحمت خود نجات داديم؛ و آنها را كه ستم كردند، صيحه (آسمانى) فرو گرفت؛ و در ديار خود، به رو افتادند (و مردند).
٩٥- آن چنان كه گوئى هرگز از ساكنان آن (ديار) نبودند! دور باد مدين (و اهل آن از رحمت خدا)، همان گونه كه قوم ثمود دور شدند!
تفسير:
پايان عمر تبهكاران مدين
در سرگذشت اقوام پيشين، بارها در قرآن مجيد خواندهايم: پيامبران در مرحله نخست، به دعوت آنها به سوى خدا بر مىخاستند، و از هر گونه آگاهسازى و اندرز و نصيحت مضايقه نمىكردند.
در مرحله بعد، كه اندرزها براى گروهى سود نمىداد، روى تهديد به عذاب الهى تكيه مىكردند، تا آخرين كسانى كه آمادگى پذيرش دارند تسليم حق شوند، و به راه خدا باز گردند و اتمام حجت شود.
در مرحله سوم، كه هيچ يك از اينها سودى نمىداد به حكم سنت الهى در زمينه تصفيه و پاكسازى روى زمين، مجازات فرا مىرسيد و اين خارهاى سر راه