تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٩٣
سجده نكنند، و فرمانش را به كار نبندند، نه استبداد و استعمارى به وجود خواهد آمد، و نه آثار شوم آن، نه ذلت و اسارت پيش مىآيد و نه وابستگى و طفيلىگرائى، و تمام اين بدبختىها كه دامان افراد و جوامع را مىگيرد، به خاطر همان انحراف از پرستش اللّه، و روى آوردن به پرستش بتها و طاغوتها است.
***
اكنون ببينيم، نخستين عكس العمل طاغوتها، خودكامگان و صاحبان زر و زور آن عصر، در برابر اين دعوت بزرگ و اعلام خطر آشكار چه بود؟
مسلماً، چيزى جز يك مشت عذرهاى واهى، بهانههاى دروغين و استدلالهاى بىاساس، كه برنامه همه جباران را در هر عصر و زمان تشكيل مىدهد، نبود.
آنها سه پاسخ يا سه ايراد در برابر دعوت نوح داشتند:
نخست، «اشراف و ثروتمندانى كه از قوم نوح كافر بودند، گفتند: ما تو را جز انسانى همانند خود نمىبينيم» «فَقالَ الْمَلَا الَّذينَ كَفَرُوا مِنْ قَوْمِهِ ما نَراكَ إِلَّا بَشَراً مِثْلَنا».
در حالى كه، رسالت الهى را بايد فرشتگان به دوش كشند، نه انسانهائى همچون ما، به گمان اين كه مقام انسان، از فرشته پائينتر است، و يا درد انسان را فرشته بهتر از انسان مىداند!
باز در اينجا، به كلمه «مَلَاء» بر خورد مىكنيم، كه اشاره به صاحبان زر و زور و افراد چشم پركن توخالى است، كه در هر جامعهاى سرچشمه اصلى فساد و تباهى را تشكيل مىدهند، و پرچم مخالفت در برابر پيامبران را همينها برافراشته مىدارند.