تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٦٢
است خدا! اين بشر نيست؛ اين يك فرشته بزرگوار است»!
٣٢- (زليخا) گفت: «اين همان كسى است كه به خاطر (عشق) او مرا سرزنش كرديد! من او را به خويشتن دعوت كردم؛ و او خوددارى كرد! و اگر آنچه را دستور مىدهم انجام ندهد، به زندان خواهد افتاد؛ و مسلماً خوار و ذليل خواهد شد»!
٣٣- (يوسف) گفت: «پروردگارا! زندان نزد من محبوبتر است از آنچه اينها مرا به سوى آن مىخوانند؛ و اگر مكر و نيرنگ آنها را از من باز نگردانى، به سوى آنان متمايل خواهم شد و از جاهلان خواهم بود»!
٣٤- پروردگارش دعاى او را اجابت كرد؛ و مكر آنان را از او بگردانيد؛ چرا كه او شنوا و داناست!
تفسير:
توطئه ديگر همسر عزيز مصر
هر چند مسأله اظهار عشق همسر عزيز، با آن داستانى كه گذشت يك مسأله خصوصى بود، كه عزيز هم تأكيد بر كتمانش داشت، اما از آنجا كه اين گونه رازها نهفته نمىماند، مخصوصاً در قصر شاهان و صاحبان زر و زور، كه ديوارهاى آنها گوشهاى شنوائى دارد.
سرانجام اين راز از درون قصر به بيرون افتاد، و چنان كه قرآن گويد:
«گروهى از زنان شهر، اين سخن را در ميان خود گفتگو مىكردند و نشر مىدادند كه همسر عزيز با غلامش سر و سرّى پيدا كرده، و او را به سوى خود دعوت مىكند» «وَ قالَ نِسْوَةٌ فِي الْمَدينَةِ امْرَأَتُ الْعَزيزِ تُراوِدُ فَتاها عَنْ نَفْسِهِ».
«و آن چنان عشق غلام بر او چيره شده، كه اعماق قلبش را تسخير كرده است» «قَدْ شَغَفَها حُبّاً».