تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٩٢
و نيز به همين دليل، در آيات زيادى از قرآن (مانند ٤٩ حج- ١١٥ شعراء- ٥٠ عنكبوت- ٤٢ فاطر- ٧٠ ص- ٩ احقاف- ٥٠ ذاريات و آيات ديگر) همه، روى همين كلمه «نَذِير» به هنگام بيان دعوت انبياء تكيه شده است.
***
در آيه بعد، پس از ضربه نخستين، محتواى رسالت خود را در يك جمله خلاصه مىكند و مىگويد: رسالت من اين است كه «غير از اللّه ديگرى را پرستش نكنيد» «أَنْ لاتَعْبُدُوا إِلَّا اللَّهَ».
و بلا فاصله، پشت سر آن، همان مسأله انذار و اعلام خطر را تكرار مىكند و مىگويد: «من بر شما از عذاب روز دردناكى بيمناكم» «إِنِّي أَخافُ عَلَيْكُمْ عَذابَ يَوْمٍ أَليمٍ». «١»
در حقيقت، توحيد و پرستش اللّه (خداى يگانه يكتا) ريشه و اساس و زيربناى تمام دعوت پيامبران است، و به همين دليل، در مورد ساير پيامبران همان گونه كه در آيه دوم اين سوره و آيه ٤٠ سوره «يوسف» و ٢٣ سوره «اسراء» نيز آمده، همين تعبير مشاهده مىشود كه آنها دعوتشان را در توحيد خلاصه مىكردند.
اگر به راستى همه افراد جامعه، جز «اللّه» را پرستش نكنند، و در مقابل انواع بتهاى ساختگى اعم از بتهاى برونى و درونى، خودخواهىها، هوا و هوسها، شهوتها، پول، مقام و جاه و جلال و زن و فرزند سر تعظيم فرود نياورند، هيچ گونه نابسامانى در جوامع انسانى به وجود نخواهد آمد.
اگر انسان خودكامه ناتوانى را به صورت يك بت در نياورند، و در مقابل او