تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٧٦
است، و مسيحيان در نقاط نسبتاً دورترى زندگى داشتند، مانند «يمن»، «شامات»، و «نجران» كه در كوهستانهاى شمالى «يمن»، در فاصله ده منزلى «صنعاء» واقع شده است.
و يا به خاطر اين كه، ذكر اوصاف پيامبر صلى الله عليه و آله در «تورات» به طور جامعتر و وسيعترى آمده است.
به هر حال، تعبير به «امام» در مورد «تورات» ممكن است به خاطر اين باشد كه، احكام شريعت موسى عليه السلام به طور كامل در آن بوده، و حتى مسيحيان، بسيارى از تعليمات خود را از «تورات» مىگيرند.
***
٣- مخاطب در «فَلا تَكُ في مِرْيَةٍ» كيست؟
در اين كه مخاطب در اين جمله كيست؟ دو احتمال داده شده:
نخست اين كه: مخاطب، پيامبر صلى الله عليه و آله است، يعنى كمترين شك و ترديدى در حقانيت قرآن يا آئين اسلام به خود راه مده!
البته پيامبر صلى الله عليه و آله به حكم اين كه وحى را با شهود درك مىكرد، و نزول قرآن از طرف خدا براى او محسوس، بلكه بالاتر از حس بوده ترديدى در حقانيت اين دعوت نداشت.
ولى اين نخستين بار نيست كه قرآن خطابى را متوجه پيامبر صلى الله عليه و آله مىكند، در حالى كه منظورش عموم مردم است، و به تعبير معروف عرب، اين گونه خطابها از قبيل: «إِيَّاكَ أَعْنِى وَ اسْمَعِى يا جارَهُ» است، كه ضرب المثل عاميانه آن در فارسى «در به تو مىگويم ديوار تو گوش كن، يا تو بشنو» مىباشد، و اين خود يكى از فنون بلاغت است كه در پارهاى از موارد، براى تأكيد و اهميت، و يا منظورهاى ديگر به جاى مخاطب حقيقى، ديگرى را مخاطب قرار مىدهند.