تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٢
براى فهم معنى آيه نكات زير را مورد توجه قرار مىدهيم:
١- گر چه «دابّة» از ماده «دبيب» به معنى آهسته راه رفتن، و قدمهاى كوتاه برداشتن است، ولى از نظر مفهوم لغوى، هر گونه جنبندهاى را شامل مىشود، اما گاهى به خصوصِ اسب و يا هر حيوان سوارى اطلاق مىگردد، بنابراين آيه مورد بحث، تمام موجودات زنده و همه جنبندگان را شامل است.
٢- «رزق» به معنى عطاء و بخشش مستمر است، و از آنجا كه روزى الهى عطاى مستمر او به موجودات است، به آن «رزق» گفته مىشود.
اين نكته نيز لازم به تذكر است كه، مفهوم آن تنها در نيازهاى مادى خلاصه نمىشود، بلكه هر گونه عطاى مادى و معنوى را شامل مىگردد، لذا مىگوئيم:
أَللَّهُمَّ ارْزُقْنِى عِلْماً تامّاً: «خداوندا علم كامل به من روزى كن» و يا مىگوئيم:
أَللَّهُمَّ ارْزُقْنِى الشَّهادَةَ فِى سَبِيْلِكَ: «خداوندا شهادت در راهت را نصيب من بگردان».
البته، در آيه مورد بحث، ممكن است نظر بيشتر روى ارزاق مادى بوده باشد، هر چند اراده مفهوم عام، نيز چندان بعيد نيست.
٣- «مُسْتَقَر» در اصل، به معنى «قرارگاه» است؛ زيرا ريشه اين لغت از ماده «قُرّ» (بر وزن حُرّ) به معنى «سرما» ى شديد مىباشد، كه انسان و موجودات زنده را خانهنشين مىكند، به همين جهت به معنى سكون و توقف نيز آمده است.
«مُسْتَوْدَع» و «وديعه» از يك ماده است، و در اصل، به معنى رها كردن چيزى است.
و از آنجا كه امور ناپايدار رها مىشوند، و به حالت اول باز مىگردند، به هر امر ناپايدار، «مُسْتَوْدَع» گفته مىشود، «وديعه» را نيز به خاطر اين كه، سرانجام بايد محل خود را رها كند، و به صاحب اصلى باز گردد «وديعه» گفتهاند.