تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٦٢
نقش داستان در زندگى انسانها
با توجه به اين كه، قسمت بسيار مهمى از قرآن، به صورت سرگذشت اقوام پيشين و داستانهاى گذشتگان بيان شده است، اين سؤال براى بعضى پيش مىآيد كه چرا يك كتاب تربيتى و انسانساز اين همه تاريخ و داستان دارد؟.
اما توجه به چند نكته علت حقيقى اين موضوع را روشن مىسازد:
١- تاريخ، آزمايشگاه مسائل گوناگون زندگى بشر است، و آنچه را كه انسان در ذهن خود با دلائل عقلى ترسيم مىكند، در صفحات تاريخ به صورت عينى باز مىيابد، و با توجه به اين كه مطمئنترين معلومات آن است كه جنبه حسّى داشته باشد، نقش تاريخ را در نشان دادن واقعيات زندگى به خوبى مىتوان درك كرد.
انسان، با چشم خود در صفحات تاريخ، شكست مرگبارى كه دامن يك قوم و ملت را بر اثر اختلاف و پراكندگى مىگيرد، مىبيند، و همين گونه پيروزى درخشان قوم ديگر را در سايه اتحاد و همبستگى.
تاريخ، با زبان بىزبانيش نتايج قطعى و غير قابل انكار مكتبها، روشها، و برنامههاى هر قوم و گروهى را بازگو مىكند.
داستانهاى پيشينيان، مجموعهاى است از پرارزشترين تجربيات آنها، و مىدانيم محصول زندگى چيزى جز تجربه نيست.
تاريخ آئينهاى است كه تمام قامت جوامع انسانى را در خود منعكس مىسازد، زشتىها، زيبائىها، كاميابىها، ناكامىها، پيروزىها و شكستها و عوامل هر يك از اين امور را.
به همين دليل، مطالعه تاريخ گذشتگان، عمر انسان را- درست به اندازه عمر آنها- طولانى مىكند! چرا كه مجموعه تجربيات دوران عمر آنها را در اختيار