تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٩٩
گوئى از بستههاى گوناگونى از اشياء متفاوت تشكيل شده است، و كلمه «ألأَحْلام» كه در جمله «ما نَحْنُ بِتَأْويلِ الأَحْلامِ بِعالِمينَ» با «الف و لام عهد» آمده، اشاره به اين است كه: ما قادر به تأويل اين گونه خوابها نيستيم.
ذكر اين نكته نيز لازم است اظهار ناتوانى آنها واقعاً به خاطر آن بوده كه مفهوم واقعى اين خواب براى آنها روشن نبود.
لذا آن را جزء خوابهاى پريشان محسوب داشتند، چه اين كه خوابها را به دو گونه تقسيم مىكردند:
خوابهاى معنىدار كه قابل تعبير بود، و خوابهاى پريشان و بى معنى كه تعبيرى براى آن نداشتند، و آن را نتيجه فعاليت قوه خيال مىدانستند، به خلاف خوابهاى گروه اول كه آن را نتيجه تماس روح با عوالم غيبى مىديدند.
اين احتمال نيز وجود دارد كه آنها از اين خواب، حوادث ناراحتكنندهاى را در آينده پيشبينى مىكردند، و آن چنان كه معمول حاشيه نشينان شاهان و طاغوتيان است، تنها مسائلى را براى شاه ذكر مىكنند كه به اصطلاح مايه انبساط «خاطر عاطر ملوكانه»! گردد، و آنچه ذات مبارك را ناراحت كند از ذكر آن ابا دارند، و همين است يكى از علل سقوط و بدبختى اين گونه حكومتهاى جبّار!.
در اينجا اين سؤال پيش مىآيد كه: آنها چگونه جرأت كردند در مقابل سلطان مصر چنين اظهار نظر كنند و او را به ديدن خوابهاى پريشان متهم سازند؟ در حالى كه معمول اين حاشيهنشينان اين است كه براى هر حركت كوچك و بىمعنى شاه، فلسفهها مىچينند و تفسيرهاى كشاف دارند!
ممكن است اين به آن جهت باشد كه آنها شاه را از ديدن اين خواب، پريشانحال، و نگران يافتند، و او حق داشت كه نگران باشد؛ زيرا در خواب ديده بود گاوهاى لاغر كه موجودات ضعيفى بودند، بر گاوهاى چاق و نيرومند