تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٣٨
اين گونه اشخاص، از نظر روانى غالباً سالم نيستند و در خود يك نوع بيگانگى از خويشتن و بيگانگى از جامعهاى كه به آن تعلق دارند احساس مىكنند.
قدرت اراده را، كه شرط هر نوع پيروزى است تدريجاً از دست مىدهند، و يك نوع سرگردانى و بىتفاوتى در روح آنها لانه مىكند.
آنها، اگر به زودى تصميم به اصلاح خويشتن نگيرند، و حتى در صورت لزوم از طبيب جسمى يا روانى كمك نخواهند، و اين عمل به صورت عادتى براى آنها در آيد، ترك آن مشكل خواهد شد، و در هر حال هيچ وقت براى ترك اين عادت زشت دير نيست، تصميم مىخواهد و عمل!
سرگردانى روانى تدريجاً آنها را به مواد مخدر و مشروبات الكلى و انحرافات اخلاقى ديگر خواهد كشانيد، و اين يك بدبختى بزرگ ديگر است.
جالب اين كه در روايات اسلامى در عباراتى كوتاه و پر معنى، اشاره به اين مفاسد شده است، از جمله در روايتى از امام صادق عليه السلام مىخوانيم: كسى از او سؤال كرد: لِمَ حَرَّمَ اللَّهُ اللَّواطَ: «چرا خداوند لواط را حرام كرده است»؟
فرمود: مِنْ أَجْلِ أَنَّهُ لَوْ كانَ إِتْيانُ الْغُلامِ حَلالًا لَاسْتَغْنَى الرِّجالُ عَنِ النِّساءِ وَ كانَ فِيهِ قَطْعُ النَّسْلِ وَ تَعْطِيلُ الْفُرُوجِ وَ كانَ فِي إِجازَةِ ذلِكَ فَسادٌ كَثِيرٌ:
«اگر آميزش با پسران حلال بود، مردان از زنها بىنياز (و نسبت به آنان بىميل) مىشدند، و اين باعث قطع نسل انسان مىشد، و باعث از بين رفتن آميزش طبيعى جنس موافق و مخالف مىگشت، و اين كار مفاسد زياد اخلاقى و اجتماعى به بار مىآورد». «١»
ذكر اين نكته نيز قابل توجه است كه، اسلام يكى از مجازاتهائى را كه براى