تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٢٩
ديگر اين كه: به فكر مال و وسائل زندگى خود در شهر نباشيد، تنها خود را از اين مهلكه بيرون ببريد.
سوم اين كه: هيچ يك از شما خانواده از اين قافله كوچك عقب نماند.
چهارم اين كه: به هنگام خروج شما زمين لرزه و مقدمات عذاب شروع خواهد شد، به پشت سر خود نگاه نكنيد و به سرعت دور شويد.
ولى، هيچ مانعى ندارد كه همه اين احتمالات در مفهوم آيه جمع باشد. «١»
سرانجام، آخرين سخن را به لوط گفتند كه: «لحظه نزول عذاب و ميعاد آنها صبح است، و با نخستين شعاع صبحگاهى زندگى اين قوم غروب خواهد كرد» «إِنَّ مَوْعِدَهُمُ الصُّبْحُ».
اكنون، برخيزيد و هر چه زودتر شهر را ترك گوئيد «مگر صبح نزديك نيست» «أَ لَيْسَ الصُّبْحُ بِقَريبٍ».
در بعضى از روايات مىخوانيم: هنگامى كه فرشتگان موعد عذاب را صبح ذكر كردند، لوط از شدت ناراحتى كه از اين قوم آلوده داشت، همان قومى كه با اعمال ننگينشان قلب او را مجروح و روح او را پر از غم و اندوه ساخته بودند، از فرشتگان خواست: حالا كه بنا است نابود شوند چه بهتر كه زودتر!.
ولى، آنها لوط را دلدارى دادند و گفتند: مگر صبح نزديك نيست؟! «٢»
***