تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٥٠
٦- نكات قابل دقت در اين آيه
١- كلمه «راوَد» در جائى به كار برده مىشود، كه كسى با اصرار آميخته به نرمش و ملايمت چيزى را از كسى بخواهد (اما همسر عزيز مصر چه چيز از يوسف خواسته بود) چون روشن بوده، قرآن به همين كنايه واضح قناعت نموده و نامى از آن نبرده است.
٢- قرآن در اينجا حتى تعبير «إِمْرَأَةُ الْعَزِيز» (يعنى همسر عزيز مصر) را به كار نمىبرد، بلكه مىگويد: الَّتي هُوَ في بَيْتِها: «بانوئى كه يوسف در خانه او بود» تا به پردهپوشى و عفت بيان نزديكتر باشد، ضمناً با اين تعبير، حسّ حقشناسى يوسف را نيز مجسم ساخته، همان طور كه مشكلات يوسف را در عدم تسليم در برابر چنين كسى كه زندگى او در اختيار وى مىباشد مجسم مىكند.
٣- «غَلَّقَتِ الأَبْوابَ» كه معنى مبالغه را مىرساند و دلالت مىكند: تمام درها را به شدت بست، و اين ترسيمى از آن صحنه هيجانانگيز است.
٤- جمله «قالَتْ هَيْتَ لَكَ» كه معنى آن «بشتاب به سوى آنچه براى تو مهياست» يا «بيا كه من در اختيار توام» آخرين سخن از زبان همسر عزيز براى رسيدن به وصال يوسف است، ولى در عبارتى سنگين، پرمتانت و پر معنى و بدون هيچ گونه جنبه تحريكآميز و بدآموز.
٥- جمله «مَعاذَ اللَّهِ إِنَّهُ رَبِّي أَحْسَنَ مَثْوايَ» كه يوسف در پاسخ دعوت آن زن زيباى افسونگر گفت، به گفته اكثر مفسران به اين معنى است: پناه به خدا مىبرم، عزيز مصر همسر تو، بزرگ و صاحب من است و به من احترام مىگذارد، و اعتماد نموده، چگونه به او خيانت كنم؟ اين كار هم خيانت است و هم ظلم و ستم «إِنَّهُ لا يُفْلِحُ الظَّالِمُون» و به اين ترتيب، كوشش يوسف را براى بيدار ساختن عواطف انسانى همسر عزيز مصر تشريح مىكند.