تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٠٧
است، مىفرمايد: قالَ رَبِّ إِنِّي دَعَوْتُ قَوْمي لَيْلًا وَ نَهاراً* فَلَمْ يَزِدْهُمْ دُعائي إِلَّا فِراراً* وَ إِنِّي كُلَّما دَعَوْتُهُمْ لِتَغْفِرَ لَهُمْ جَعَلُوا أَصابِعَهُمْ في آذانِهِمْ وَ اسْتَغْشَوْا ثِيابَهُمْ وَ أَصَرُّوا وَ اسْتَكْبَرُوا اسْتِكْباراً* ثُمَّ إِنِّي دَعَوْتُهُمْ جِهاراً* ثُمَّ إِنِّي أَعْلَنْتُ لَهُمْ وَ أَسْرَرْتُ لَهُمْ إِسْراراً:
«پروردگارا! من قوم خود را شب و روز به سوى تو خواندم* ولى اين دعوت من، چيزى جز فرار بر آنها نيفزود!، و من هر زمان آنها را دعوت كردم، تا تو آنان را بيامرزى، انگشتان خويش را در گوشها قرار دادند، و لباسها را بر خود پيچيدند، و در مخالفت اصرار ورزيدند و استكبار و خود سرى نشان دادند* من باز دست از دعوت آنها بر نداشتم* آشكارا و سپس پنهانى آنان را به سوى تو دعوت كردم، و پى در پى اصرار ورزيدم، ولى آنها به هيچ وجه به سخنان من گوش فرا ندادند»!
در آيه مورد بحث، جمله «جادَلْتَنا» آمده است، كه از ماده «مجادله» گرفته شده، و آن در اصل از «جدل» به معنى تابيدن و پيچيدن شديد طناب است، و به همين دليل به باز شكارى «اجدل» گفته مىشود؛ چرا كه از همه پرندگان پرخاشگرتر و پيچندهتر است، سپس در مورد پيچانيدن طرف، در بحث و گفتگو به كار رفته است.
با اين كه «جدال»، «مراء» و «حِجاج» (بر وزن لجاج) در معنى، شبيه يكديگرند، ولى به طورى كه بعضى از محققين گفتهاند، در «مراء» يك نوع مذمت و نكوهش افتاده است؛ زيرا در مواردى به كار مىرود كه، انسان روى يك مسأله باطل پافشارى و استدلال مىكند، ولى در معنى جدال و مجادله اين مفهوم الزاماً وجود ندارد، اما تفاوت «جدال» و «حِجاج» در اين است كه، «جدال» براى باز گرداندن طرف از عقيده خود به كار مىرود، اما «حِجاج» براى دعوت او به