تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٩٨
پادشاه مصر كه مىگويند نامش «وليد بن ريّان» بود «١» (و عزيز مصر وزير او محسوب مىشد) خواب ظاهراً پريشانى ديد، صبحگاهان تعبيركنندگان خواب و اطرافيان خود را حاضر ساخت و چنين «گفت: من در خواب ديدم كه هفت گاو لاغر به هفت گاو چاق حمله كرده آنها را مىخورند، و نيز هفت خوشه سبز و هفت خوشه خشكيده را ديدم كه خشكيدهها بر گرد سبزها پيچيدند و آنها را از ميان بردند» «وَ قالَ الْمَلِكُ إِنِّي أَرى سَبْعَ بَقَراتٍ سِمانٍ يَأْكُلُهُنَّ سَبْعٌ عِجافٌ وَ سَبْعَ سُنْبُلاتٍ خُضْرٍ وَ أُخَرَ يابِساتٍ».
پس از آن، رو به آنها كرده گفت: «اى جمعيت اشراف! درباره خواب من نظر دهيد، اگر قادر به تعبير خواب هستيد» «يا أَيُّهَا الْمَلَا أَفْتُوني في رُءْيايَ إِنْ كُنْتُمْ لِلرُّءْيا تَعْبُرُونَ».
***
ولى حواشى سلطان بلافاصله «اظهار داشتند: اينها خوابهاى پريشان است، و ما به تعبير اين گونه خوابهاى پريشان آشنا نيستيم»! «قالُوا أَضْغاثُ أَحْلامٍ وَ ما نَحْنُ بِتَأْويلِ الأَحْلامِ بِعالِمينَ».
«أَضْغاث» جمع «ضغث» (بر وزن حرص) به معنى يك بسته از هيزم يا گياه خشكيده، يا سبزى يا چيز ديگر است.
و «أَحْلام» جمع «حُلُم» (بر وزن نهم) به معنى خواب و رؤيا است.
بنابراين «أَضْغاث» و «أَحْلام» به معنى خوابهاى پريشان و مختلط است،