تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٧٥
تفسير:
در آيات اين سوره، سرگذشت هفت قوم از اقوام پيشين و گوشهاى از تاريخ پيامبرانشان بيان شد، كه هر كدام قسمت قابل توجهى از زواياى زندگى پرماجراى انسان را روشن مىساخت، و هر يك درسهاى عبرت فراوانى در برداشت.
در اينجا، به تمام آن داستانها اشاره كرده، به صورت يك جمع بندى مىفرمايد: «اين ماجراها گوشهاى از اخبار شهرهاى و آبادىها است، كه ما داستانش را براى تو بازگو مىكنيم» «ذلِكَ مِنْ أَنْباءِ الْقُرى نَقُصُّهُ عَلَيْكَ».
«همان شهرها و آبادىهائى كه قسمتى از آن هنوز بر پاست، و قسمتى همچون كشتزار درو شده به كلى ويران گشته است» «مِنْها قائِمٌ وَ حَصيدٌ».
«قائِم» اشاره به شهرها و آبادىهائى است كه، از اقوام پيشين بر پا ماندهاند، مانند سرزمين مصر كه جايگاه فرعونيان بود، و پس از غرق شدن اين گروه ظالم و ستمگر، همچنان بر جاى ماند، باغهايش و كشتزارهايش و بسيارى از عمارتهاى خيرهكنندهاش.
«حَصِيد» به معنى درو شده، اشاره به سرزمينهائى همچون سرزمين قوم نوح و لوط كه يكى در زير آب غرق شد و ديگرى زير و رو و سنگباران گرديد.
***
«اما گمان مبر كه ما به آنها ستم كرديم، آنها خودشان به خويشتن ظلم كردند» «وَ ما ظَلَمْناهُمْ وَ لكِنْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ».
آنها به بتها و خدايان دروغينشان پناه بردند، «اما خدايانشان را كه به جاى اللّه مىخواندند، هيچ مشكلى را در برابر فرمان پروردگار از آنها نگشودند» «فَما أَغْنَتْ عَنْهُمْ آلِهَتُهُمُ الَّتي يَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ مِنْ شَيْءٍ لَمَّا جاءَ أَمْرُ رَبِّكَ».