تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٦٨
جنون باشد، تمام مصلحان جهان و مردان انقلابى، كه بر ضد روشهاى غلط به پا خاستند بايد مجنون باشند.
و اين تازگى ندارد، تاريخ گذشته و معاصر، پر است از نسبت جنون به مردان و زنان نيكانديش و سنتشكن، كه بر ضد خرافات و استعمارها و اسارتها به پا مىخاستند.
به هر حال، هود مىبايد پاسخى دندانشكن به اين قوم گمراه و لجوج بدهد، پاسخى كه هم آميخته با منطق باشد، و هم از موضع قدرت ادا شود.
قرآن مىگويد: او در پاسخ آنها اين چند جمله را بيان كرد:
«من خدا را به شهادت مىطلبم، و همه شما نيز شاهد باشيد كه من از اين بتها و خدايانتان بيزارم» «قالَ إِنِّي أُشْهِدُ اللَّهَ وَ اشْهَدُوا أَنِّي بَريءٌ مِمَّا تُشْرِكُونَ* مِنْ دُونِهِ ...».
اشاره به اين كه، اگر اين بتها قدرتى دارند از آنها بخواهيد مرا از ميان بردارند، من كه آشكارا به جنگ آنها بر خاستهام، و علناً بيزارى و تنفر از آنها را اعلام مىدارم، چرا آنها، معطلند؟ انتظار چه چيز را مىكشند؟ و چرا مرا نابود نمىكنند؟!
***
آنگاه، اضافه مىكند: نه فقط كارى از آنها ساخته نيست، شما هم با اين انبوه جمعيتتان قادر بر چيزى نيستيد، «اگر راست مىگوئيد همگى دست به دست هم بدهيد، و هر نقشهاى را مىتوانيد بر ضد من بكشيد، و لحظهاى مرا مهلت ندهيد» «... فَكيدُوني جَميعاً ثُمَّ لاتُنْظِرُونِ».
***
دليل اين كه من انبوه جمعيت شما را به هيچ مىشمرم؟ و كمترين اعتنائى