تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٠٢
نكتهها:
١- غيب از آن خداست
همان گونه كه بارها اشاره كردهايم، آگاهى از غيب به طور مطلق و بدون هيچ گونه قيد و شرط از آن خدا است، ولى او هر مقدار از اين آگاهى را مصلحت ببيند، در اختيار پيامبران و اولياى خود مىگذارد، همان طور كه در آيات ٢٦ و ٢٧ سوره «جن» مىخوانيم: عالِمُ الْغَيْبِ فَلا يُظْهِرُ عَلى غَيْبِهِ أَحَداً* إِلَّا مَنِ ارْتَضى مِنْ رَسُولٍ: «خداوند از تمام امور پنهانى آگاه است و هيچ كس را از علم غيب خود آگاه نمىكند، مگر رسولانى كه مورد رضايت او هستند».
بنابراين، هيچ گونه تضادى ميان آيات مورد بحث، كه نفى علم غيب از پيامبران مىكند، و آيات يا رواياتى كه آگاهى بعضى از غيوب را به پيامبران يا امامان عليهم السلام نسبت مىدهد وجود ندارد.
آگاهى از اسرار غيب، بالذات مخصوص خدا است، و ديگران هر چه دارند بالعرض و از طريق تعليم الهى مىباشد، و به همين دليل، محدود به حدودى است كه او اراده مىكند. «١»
***
٢- مقياس سنجش فضيلت
بار ديگر در اين آيات به اين واقعيت برخورد مىكنيم، كه صاحبان زر و زور و دنياپرستان مادى كه همه چيز را از دريچه افكار خود به همان رنگ مادى مىبينند، تمام احترام و شخصيت را در داشتن ثروت و مقام، و موقعيتهائى هموزن اين دو مىپندارند.
بنابراين، تعجب نيست مؤمنان راستينى كه دستشان از مال و ثروت تهى