تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٤٣
امواج طوفان گرفتار و غرق شد.
آيات مورد بحث، قسمت ديگرى از همين ماجرا را بيان مىكند، و آن اين كه: وقتى نوح عليه السلام فرزند خود را در ميان امواج ديد، عاطفه پدرى به جوش آمد و به ياد وعده الهى درباره نجات اهلش افتاد، رو به درگاه خدا كرده «گفت:
پروردگارا! فرزندم از اهل من و خاندان من است، و تو وعده فرمودى كه خاندان مرا از طوفان و هلاكت رهائى بخشى، و تو از همه حكمكنندگان برترى، و در وفاى به عهد از همه ثابتترى» «وَ نادى نُوحٌ رَبَّهُ فَقالَ رَبِّ إِنَّ ابْني مِنْ أَهْلي وَ إِنَّ وَعْدَكَ الْحَقُّ وَ أَنْتَ أَحْكَمُ الْحاكِمينَ».
اين وعده، اشاره به همان چيزى است كه در آيه ٤٠ همين سوره آمده است، آنجا كه مىفرمايد: قُلْنَا احْمِلْ فيها مِنْ كُلٍّ زَوْجَيْنِ اثْنَيْنِ وَ أَهْلَكَ إِلَّا مَنْ سَبَقَ عَلَيْهِ الْقَوْل: «ما به نوح فرمان داديم، از هر نوعى از انواع حيوانات يك جفت بر كشتى سوار كن! و همچنين خانواده خود را جز آن كسى كه به فرمان خدا محكوم به نابودى است».
نوح عليه السلام چنين فكر مىكرد: منظور از جمله «إِلَّا مَنْ سَبَقَ عَلَيْهِ الْقَوْلُ» تنها همسر بىايمان و مشرك او است، و فرزندش «كنعان» جزء آنها نيست، و لذا چنين سخنى را به پيشگاه خدا عرضه داشت.
***
اما، بلافاصله پاسخ شنيد، پاسخى تكاندهنده و روشنگر از يك واقعيت بزرگ، واقعيتى كه پيوند مكتبى را ما فوق پيوند نسبى و خويشاوندى قرار مىدهد، «فرمود: اى نوح! او از اهل تو نيست»! «قالَ يا نُوحُ إِنَّهُ لَيْسَ مِنْ أَهْلِكَ».
«بلكه او عملى است غير صالح» «إِنَّهُ عَمَلٌ غَيْرُ صالِحٍ».
فرد ناشايستهاى است، كه بر اثر بريدن پيوند مكتبيش از تو، پيوند