تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٢٧
توأم نباشد، هر چه بود اين «حكم و علم» دو بهره ممتاز و پر ارزش الهى بود، كه خدا به يوسف- بر اثر پاكى و تقوا و صبر و شكيبائى و توكّل- داد، كه همه اينها در كلمه «مُحْسِنِين» جمع است.
بعضى از مفسران مجموعه احتمالات حكم و علم را در اينجا سه احتمال ذكر كردهاند:
١- حكم اشاره به مقام نبوت (چون پيامبر حاكم بر حق است) و علم اشاره به علم دين است.
٢- حكم به معنى خويشتندارى در برابر هوسهاى سركش است كه در اينجا اشاره به حكمت عملى است، و علم اشاره به حكمت و دانش نظرى است، و مقدم داشتن حكم بر علم، به خاطر آن است كه: تا انسان تهذيب نفس و خودسازى نكند به علم صحيح راه نمىيابد.
٣- حكم به معنى اين است كه: انسان به مقام «نفس مطمئنه» برسد، و تسلط بر خويشتن پيدا كند، آن چنان كه بتواند نفس اماره و وسوسهگر را كنترل كند، و منظور از علم، انوار قدسيه و اشعه فيض الهى است كه از عالم ملكوت بر قلب پاك آدمى پرتوافكن مىشود. «١»
***
نكتهها:
١- چرا نام عزيز مصر برده نشده؟
از جمله مسائلى كه در آيات فوق جلب توجه مىكند اين است كه، نام عزيز مصر در آن برده نشده. تنها گفته شده است آن كسى كه از مصر يوسف را خريد.
اما اين كس چه كسى بوده؟ در آيه بيان نگرديده است، در آيات آينده باز