تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٩٤
كه حاضر و شريك بوده». «١»
٢- امام على بن موسى الرضا عليهما السلام مىفرمايد: لَوْ أَنَّ رَجُلًا قُتِلَ فِى الْمَشْرِقِ فَرَضِيَ بِقَتْلِهِ رَجُلٌ بِالْمَغْرِبِ لَكانَ الرَّاضِي عِنْدَ اللَّهِ عَزَّوَجَلَّ شَرِيكَ الْقاتِلِ: «هر گاه كسى در مشرق كشته شود، و ديگرى در مغرب راضى به قتل او باشد، او در پيشگاه خدا شريك قاتل است». «٢»
٣- و نيز از على عليه السلام نقل شده كه فرمود: الرَّاضِي بِفِعْلِ قَوْمٍ كَالدَّاخِلِ مَعَهُمْ فِيهِ وَ عَلى كُلِّ داخِلٍ فِي باطِلٍ إِثْمانِ إِثْمُ الْعَمَلِ بِهِ وَ إِثْمُ الرِّضا بِه: «كسى كه به كار گروهى راضى باشد، همچون كسى است كه با آنها در آن كار شركت كرده است، اما كسى كه عملًا شركت كرده، دو گناه دارد گناه عمل و گناه رضايت» (و آن كس كه فقط راضى بوده يك گناه دارد). «٣»
براى اين كه عمق و وسعت پيوند فكرى و مكتبى را در اسلام بدانيم كه هيچ حد و مرزى از نظر زمان و مكان نمىشناسد، كافى است اين گفتار پر معنى و تكاندهنده على عليه السلام در «نهج البلاغه» را مورد توجه قرار دهيم:
هنگامى كه در ميدان جنگ «جمل» بر ياغيان آتش افروز پيروز شد، و ياران على عليه السلام از اين پيروزى، كه پيروزى اسلام بر شرك و جاهليت بود، خوشحال شدند، يكى از آنها عرض كرد: «چقدر دوست داشتم برادرم در اين ميدان حاضر بود، تا پيروزى شما را بر دشمن با چشم خود ببيند».
امام رو به او كرده فرمود: أَ هَوَى أَخِيكَ مَعَنا: «بگو ببينم: قلب برادر تو با ما