تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٧٤
٢- تفسير روحى
و اما فلاسفه روحى، تفسير ديگرى براى خوابها دارند، آنها مىگويند، خواب و رؤيا بر چند قسم است:
١- خوابهاى مربوط به گذشته زندگى، اميال و آرزوها، كه بخش مهمى از خوابهاى انسان را تشكيل مىدهد.
٢- خوابهاى پريشان و نامفهوم كه معلول فعاليت توهّم و خيال است (اگر چه ممكن است انگيزههاى روانى داشته باشد).
٣- خوابهائى كه مربوط به آينده است و از آن گواهى مىدهد.
شك نيست خوابهاى مربوط به زندگى گذشته و جان گرفتن و تجسم صحنههائى كه انسان در طول زندگى خود ديده است، تعبير خاصى ندارند.
همچنين خوابهاى پريشان و به اصطلاح «اضغاث احلام» كه نتيجه افكار پريشان، و همانند افكارى است كه انسان در حال تب و هذيان پيدا مىكند نيز تعبير خاصى نسبت به مسائل آينده زندگى نمىتواند داشته باشد، اگر چه روانشناسان و روانكاوان از آنها به عنوان دريچهاى براى دست يافتن به ضمير ناآگاه بشرى استفاده كرده، و آنها را كليدى براى درمان بيمارىهاى روانى مىدانند.
بنابراين، تعبير خواب آنها براى كشف اسرار روان و سرچشمه بيمارىها است، نه براى كشف حوادث آينده زندگى.
و اما خوابهاى مربوط به آينده نيز داراى دو شعبه است:
قسمتى خوابهاى صريح و روشن مىباشند كه به هيچ وجه تعبيرى نمىخواهند، و گاهى بدون كمترين تفاوتى با نهايت تعجب، در آينده دور يا نزديك، تحقق مىپذيرد.