تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤١٥
مانعى ندارد كه يوسف عليه السلام همه اين دعاها را خوانده باشد.
***
٣- جمله: وَ أَجْمَعُوا أَنْ يَجْعَلُوهُ في غَيابَتِ الْجُبِّ: «اتفاق كردند كه او را در مخفيگاه چاه قرار بدهند» دليل بر اين است كه او را در چاه پرتاب نكردند، بلكه پائين بردند، و در قعر چاه- در آنجا كه سكو مانندى براى كسانى كه در چاه پائين مىروند- نزديك سطح آب قرار دادند، به اين ترتيب كه طناب را به كمر او بسته، او را به نزديك آب بردند و رها ساختند.
پارهاى از روايات كه در تفسير آيات فوق نازل شده نيز، اين مطلب را تأئيد مىكند.
***
٤- تسويل نفس
جمله «سَوَّلْتَ» از ماده «تسويل» به معنى «تزيين» مىباشد، گاهى آن را به معنى «ترغيب» و گاهى به معنى «وسوسه كردن» تفسير كردهاند، كه تقريباً همه به يك معنى باز مىگردد، يعنى هواهاى نفسانى شما اين كار را براى شما زينت داد.
اشاره به اين كه: هنگامى كه هوسهاى سركش بر روح و فكر انسان چيره مىشود، زشتترين جنايات، همچون كشتن يا تبعيد برادر را در نظر انسان آن چنان زينت مىدهد كه آن را امرى مقدس و ضرورى، تصور مىكند، و اين، دريچهاى است به يك اصل كلى در مسائل روانى كه: هميشه تمايل افراطى نسبت به يك چيز مخصوصاً هنگامى كه توأم با رزائل اخلاقى شود، پردهاى بر حس تشخيص انسان مىافكند و حقايق را در نظر او دگرگون جلوه مىدهد.
لذا قضاوت صحيح و درك واقعيات عينى بدون تهذيب نفس، امكانپذير