تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٧٨
كه اين گروه همان كسانى هستند كه پيامبر دلسوزشان «هود» را آن همه ناراحت و متهم ساختند، و به همين جهت از رحمت خداوند دورند.
***
نكتهها:
١- قوم عاد از نظر تاريخ
گر چه، بعضى از مورخان غربى مانند «اسپرينگل» خواستهاند وجود قوم عاد را از نظر تاريخى منكر شوند، شايد به دليل اين كه، در غير آثار اسلامى ذكرى از آن نيافتهاند، و در كتب عهد قديم (تورات) اثرى از آن نديدهاند، ولى مداركى در دست است كه نشان مىدهد قصه عاد به طور اجمال در زمان جاهليت عرب مشهور بوده، و شعراى پيش از اسلام نيز از قوم «هود» سخن گفتهاند، حتى در عصر جاهليت بناهاى بلند و محكم را به «عاد» نسبت مىدادند و بر آن كلمه «عادى» اطلاق مىكردند.
بعضى از مورخان، معتقدند «عاد» بر دو قبيله اطلاق مىشود، قبيلهاى از انسانهاى قبل از تاريخ كه در جزيره «عربستان» زندگى مىكردهاند، سپس از ميان رفتند و آثارشان نيز از ميان رفت، و تاريخ بشر، از زندگى آنان جز افسانههائى كه قابل اطمينان نيست، حفظ نكرده است، و تعبير قرآن «عاد الأُولى» را اشاره به همين گرفتهاند. «١»
اما، در دوران تاريخ بشر و احتمالًا در حدود ٧٠٠ سال قبل از ميلاد مسيح، يا قديمتر، قوم ديگرى به نام «عاد» وجود داشتند كه در سر زمين «احقاف» يا «يمن» زندگى مىكردند.
آنها، داراى قامتهائى طويل، اندامى قوى و پر قدرت بودند، و به همين