تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٤١
نمىكرد، و از همان آغاز كار، سفارش يوسف را با جمله «أَكْرِمِى مَثْواه» به همسرش نمود.
و گمان اين كه كلمه «ربّ» در اين معنى به كار نمىرود، كاملًا اشتباه است؛ زيرا در همين سوره چندين بار كلمه «ربّ» به غير از خدا، اطلاق شده است، گاهى از زبان يوسف عليه السلام و گاهى از زبان غير يوسف عليه السلام.
مثلًا در داستان تعبير خواب زندانيان مىخوانيم: يوسف به آن زندانى كه بشارت آزادى داده بود گفت: مرا به «ربّ» خود (سلطان مصر) يادآورى كن (وَ قالَ لِلَّذي ظَنَّ أَنَّهُ ناجٍ مِنْهُمَا اذْكُرْني عِنْدَ رَبِّكَ). «١»
و باز، از زبان يوسف مىخوانيم: هنگامى كه فرستاده فرعون مصر نزد او آمد، گفت: به نزد «ربّ» خود (فرعون) بازگرد، و از او بخواه تحقيق كند، چرا زنان مصر دستهاى خود را بريدند: «فَلَمَّا جاءَهُ الرَّسُولُ قالَ ارْجِعْ إِلى رَبِّكَ فَسْئَلْهُ ما بالُ النِّسْوَةِ اللَّاتي قَطَّعْنَ أَيْدِيَهُن». «٢»
و در آيه ٤١ همين سوره، از زبان يوسف، و در ذيل آيه ٤٢ از زبان قرآن مىخوانيم كلمه «ربّ» به مالك و صاحب نعمت، اطلاق شده است.
بنابراين، ملاحظه مىكنيد در همين سوره، در چهار مورد، (غير از مورد بحث) كلمه «ربّ» به غير خدا اطلاق شده است، هر چند در همين سوره و سورههاى ديگر قرآن، اين كلمه كراراً به پروردگار جهان گفته شده است.
بنابراين منظور اين است كه: اين كلمه مشترك است، و به هر دو معنى اطلاق مىگردد.
ولى به هر حال، بعضى از مفسرين، ترجيح دادهاند كلمه «ربّ» در آيه مورد بحث «إِنَّهُ رَبِّي أَحْسَنَ مَثْوايَ»، به معنى خداوند است؛ زيرا كلمه «اللّه» كه قبل از