تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٣٢
٢- زير و رو چرا؟
گفتيم: عذاب بايد تناسبى با نحوه گناه داشته باشد، از آنجا كه اين قوم در طريق انحراف جنسى، همه چيز را دگرگون ساختند، خداوند نيز شهرهاى آنها را زير و رو كرد، و از آنجا كه- طبق روايات- بارانى از سخنان ركيك به طور مداوم بر هم مىريختند، خداوند هم بارانى از سنگ بر سر آنان فرو ريخت.
***
٣- باران سنگ چرا؟
آيا بارش سنگريزه قبل از زير و رو شدن شهرهاى آنها بود، يا همراه آن، يا بعد از آن؟ در ميان مفسران گفتگو است، و آيات قرآن نيز صراحتى در اين زمينه ندارد؛ زيرا اين جمله با واو، عطف شده كه ترتيب از آن استفاده نمىشود.
ولى، بعضى از مفسران مانند نويسنده «المنار» معتقد است: اين باران سنگ يا قبل از زير و رو شدن بوده، يا در اثناء آن، و فلسفه آن، اين بوده كه افراد پراكندهاى كه در گوشه و كنار قرار داشتند، و زير آوارها مدفون نشدند، سالم در نروند، آنها نيز به كيفر اعمال زشتشان برسند!.
روايتى كه مىگويد: همسر لوط، صدا را كه شنيد سر بر گردانيد، و در همان حال سنگى به او اصابت كرد و او را كشت، «١» نشان مىدهد: اين دو (زير و رو شدن و باران سنگ) با هم صورت گرفته است.
اما، اگر از اينها صرفنظر كنيم، مانعى ندارد كه براى تشديد عذاب و محو آثار آنها، سنگريزه حتى پس از زير و رو شدن بر آنها نازل شده باشد، به طورى كه سرزمينشان زير آن پنهان گردد و آثارش محو شود.
***