تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٧٥
اما هنگامى كه ببينيم يك عده فرصتطلب، شياد، بىايمان، و بىتقوا، اطراف مكتب و يا رهبرى را گرفتهاند، كمتر مىتوان باور كرد كه آن رهبر و آن مكتب بر حق باشد.
اشاره به اين مطلب را نيز لازم مىدانيم كه، تفسير كلمه «شاهد» به على عليه السلام منافاتى با اين حقيقت ندارد كه، همه مؤمنان راستين و افرادى همچون ابوذرها، سلمانها، و عمار ياسرها را شامل شود؛ چرا كه اين گونه تفاسير اشاره به فرد شاخص و برتر مىكند، يعنى منظور اصلى، گروهى است كه در رأس آنها آن فرد شاخص قرار گرفته است.
شاهد اين سخن، روايتى است كه از امام باقر عليه السلام نقل شده كه فرمود: «منظور از شاهد امير مؤمنان، سپس جانشينان او، يكى بعد از ديگرى هستند». «١»
گر چه در اين حديث، تنها معصومين ذكر شدهاند، ولى اين خود نشان مىدهد، رواياتى كه شاهد را منحصراً به على عليه السلام تفسير كردهاند، منظور خصوص آن حضرت نيست، بلكه منظور مصداق شاخص است.
***
٢- چرا تنها اشاره به «تورات» شده؟
همان گونه كه گفتيم، يكى از دلائل حقانيت پيامبر صلى الله عليه و آله در آيه فوق، كتب پيشين ذكر شده، ولى تنها از «كتاب موسى» ذكرى به ميان آمده، در حالى كه مىدانيم بشارات ظهور پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله در «انجيل» نيز هست.
اين موضوع ممكن است به خاطر آن باشد كه، در محيط نزول قرآن و ظهور اسلام يعنى «مكّه» و «مدينه» بيشتر افكار «يهود»- از ميان اهل كتاب- منتشر بوده