تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٧٦
خوابتان آگاه خواهم ساخت. اين، از دانشى است كه پروردگارم به من آموخته است. من آئين قومى را كه به خدا ايمان ندارند، و به سراى ديگر كافرند، ترك گفتم (و شايسته چنين موهبتى شدم)!
٣٨- من از آئين پدرانم ابراهيم و اسحاق و يعقوب پيروى كردم! براى ما شايسته نبود چيزى را همتاى خدا قرار دهيم؛ اين از فضل خدا بر ما و بر مردم است؛ ولى بيشتر مردم شكرگزارى نمىكنند!
تفسير:
زندان به جرم بىگناهى!
جلسه عجيب زنان مصر با يوسف عليه السلام در قصر عزيز با آن شور و غوغا پايان يافت، ولى طبعاً خبرش به گوش عزيز رسيد، و از مجموع اين جريانات روشن شد كه يوسف عليه السلام يك جوان عادى و معمولى نيست، آن چنان پاك است كه هيچ قدرتى نمىتواند او را وادار به آلودگى كند، و نشانههاى اين پاكى از جهات مختلف آشكار شد.
پاره شدن پيراهن يوسف از پشت سر.
مقاومت او در برابر وسوسههاى زنان مصر.
آماده شدن او براى رفتن به زندان.
و عدم تسليم در برابر تهديدهاى همسر عزيز به زندان و عذاب اليم.
همه اينها دليل بر پاكى او بود، دلائلى كه كسى نمىتوانست آن را پردهپوشى يا انكار كند.
و لازمه اين دلائل، اثبات ناپاكى و جرم همسر عزيز مصر بود، و به دنبال ثبوت اين جرم، بيم رسوائى و افتضاح جنسى خاندان عزيز در نظر توده مردم