تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٧٤
چيزى از شدت عذاب و تأكيد روى آن كاسته نشود.
اين نكته را نيز بايد مورد توجه قرار داد كه، در آيات قرآن، در چهار مورد «عذاب» توصيف به «غليظ» شده است «١» كه با دقت در آن آيات، چنين به نظر مىرسد: عذاب غليظ مربوط به سراى ديگر است مخصوصاً آيات سوره «ابراهيم» كه در آن اشاره به عذاب غليظ شده است با صراحت، حال دوزخيان را بيان مىدارد. و بايد هم چنين باشد؛ چرا كه هر اندازه عذاب دنيا شديد باشد، باز در برابر عذاب آخرت خفيف و كم اهميت است.
اين تناسب نيز قابل ملاحظه است كه، قوم «عاد»- چنان كه در سوره «قمر» و سوره «حاقه» به خواست خدا خواهد آمد- افراد خشن، درشت و بلند قامت بودند، كه اندام آنها به تنه درختان نخل تشبيه شده، «٢» و به همين نسبت ساختمانهاى محكم، بزرگ و بلند داشتند، تا آنجا كه در تاريخ قبل از اسلام مىخوانيم: عربها بناهاى بلند و محكم را به عاد نسبت مىدادند و مىگفتند «عادى»، لذا عذاب آنها نيز مانند خودشان غليظ و خشن بوده است، نه تنها در جهان ديگر، در اين دنيا نيز، مجازات آنها بسيار شديد و خشن بود، چنان كه در تفسير سورههاى فوق خواهد آمد.
***
آنگاه گناهان قوم عاد را در سه موضوع خلاصه مىكند: نخست اين كه، «آنها آيات پروردگارشان را انكار كردند، و با لجاجت، هر گونه دليل و مدرك روشنى را بر صدق دعوت پيامبرشان منكر شدند» «وَ تِلْكَ عادٌ جَحَدُوا بِآياتِ رَبِّهِمْ».