تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٧١
كسى است كه داراى اين صفات و نشانهها و دلائل روشن نيست؟» «أَ فَمَنْ كانَ عَلى بَيِّنَةٍ مِنْ رَبِّهِ وَ يَتْلُوهُ شاهِدٌ مِنْهُ وَ مِنْ قَبْلِهِ كِتابُ مُوسى إِماماً وَ رَحْمَةً».
اين شخص همان پيامبر صلى الله عليه و آله است و «بيّنه» و دليل روشن او قرآن مجيد و شاهد و گواه صدق نبوتش مؤمنان راستينى همچون على عليه السلام مىباشند، پيش از او نشانهها و صفاتش در «تورات» آمده است.
به اين ترتيب، از سه راه روشن، حقانيت دعوتش به ثبوت رسيده است.
نخست، قرآن، كه بيّنه و دليل روشنى است در دست او.
دوم، كتب آسمانى پيشين، كه نشانههاى او را دقيقاً بيان كرده، و پيروان اين كتب در عصر پيامبر صلى الله عليه و آله آنها را به خوبى مىشناختند، و به همين دليل در انتظار او بودند.
سوم، پيروان فداكار و مؤمنان مخلص، كه بيانگر صدق دعوت و گفتار او مىباشند؛ زيرا يكى از نشانههاى حقانيت يك مكتب، اخلاص، فداكارى، عقل، درايت و ايمان پيروان آن مكتب است؛ چرا كه هر مكتبى را از پيروانش مىتوان شناخت!.
آيا با وجود اين دلائل زنده، مىتوان او را با مدعيان ديگر قياس كرد و يا در صدق دعوتش ترديد نمود؟. «١»
پس از آن، به دنبال اين سخن، اشاره به افراد حقطلب و حقيقتجو كرده، از آنها دعوت ضمنى به ايمان مىكند و مىگويد: «آنها به چنين پيامبرى كه اين همه دليل روشن در اختيار دارد، ايمان مىآوردند» «أُولئِكَ يُؤْمِنُونَ بِهِ».