تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٥٧
خطاكاران بودى» «وَ اسْتَغْفِري لِذَنْبِكِ إِنَّكِ كُنْتِ مِنَ الْخاطِئينَ». «١»
بعضى گفتهاند گوينده اين سخن، عزيز مصر نبود، بلكه همان شاهد بود، ولى، هيچ دليلى براى اين احتمال وجود ندارد، به خصوص كه اين جمله بعد از گفتار عزيز واقع شده است.
***
نكتهها:
١- «شاهد» كه بود؟
در اين كه شهادتدهنده چه كسى بود كه پرونده يوسف و همسر عزيز را به اين زودى جمع و جور و مختومه ساخت و بىگناه را از گنهكار آشكار نمود؟ در ميان مفسران گفتگو است:
بعضى گفتهاند: يكى از بستگان همسر عزيز مصر بود، و كلمه «مِنْ أَهْلِها» گواه بر اين است، و قاعدتاً مرد حكيم، دانشمند و باهوشى بوده است، كه در اين ماجرا كه هيچ شاهد و گواهى ناظر آن نبوده، توانست از شكافتن پيراهنى! حقيقت حال را ببيند، و مىگويند اين مرد از مشاوران عزيز مصر، و در آن ساعت، همراه او بوده است.
تفسير ديگر اين كه: بچه شيرخوارى از بستگان همسر عزيز مصر، در آن نزديكى بود، و يوسف از عزيز مصر خواست، كه داورى را از اين كودك بطلبد،