تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٩٧
٢- نياز فطرى و طبيعى انسان به سرگرمى سالم
جالب اين كه، يعقوب پيامبر عليه السلام در برابر استدلال فرزندان نسبت به نياز يوسف عليه السلام به گردش و تفريح هيچ پاسخى نداد، و عملًا آن را پذيرفت، اين خود دليل بر اين است كه هيچ عقل سالم نمىتواند اين نياز فطرى و طبيعى را انكار كند.
انسان، مانند يك ماشين آهنى نيست كه هر چه بخواهند از آن كار بكشند، بلكه، روح و روانى دارد كه همچون جسمش خسته مىشود، همان گونه كه جسم نياز به استراحت و خواب دارد، روح و روانش نياز به سرگرمى و تفريح سالم دارد.
تجربه نيز نشان داده اگر انسان به كار يكنواخت ادامه دهد، بازده و راندمان كار او بر اثر كمبود نشاط تدريجاً پائين مىآيد، و اما به عكس، پس از چند ساعت تفريح و سرگرمى سالم، آن چنان نشاط كار در او ايجاد مىشود، كه كميت و كيفيت كار، هر دو فزونى پيدا مىكند، و به همين دليل ساعاتى كه صرف تفريح و سرگرمى مىشود كمك به ساعت كار است.
در روايات اسلامى اين واقعيت به طرز جالبى به عنوان دستور بيان شده است، آنجا كه على عليه السلام مىفرمايد: لِلْمُؤْمِنِ ثَلاثُ ساعاتٍ فَساعَةٌ يُناجِي فِيها رَبَّهُ وَ ساعَةٌ يَرُمُّ مَعاشَهُ وَ ساعَةٌ يُخَلِّي بَيْنَ نَفْسِهِ وَ بَيْنَ لَذَّتِها فِيما يَحِلُّ وَ يَجْمُل:
«زندگى فرد باايمان در سه قسمت خلاصه مىشود، قسمتى به معنويات مىپردازد و با پروردگارش مناجات مىكند، قسمتى به فكر تأمين و ترميم معاش است، و قسمتى را به اين تخصيص مىدهد كه در برابر لذاتى كه حلال و مشروع است آزاد باشد». «١»