تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٣٤
امور ديگرى نيز دست به دست هم داد، و به عشق آتشين همسر عزيز، دامن زد.
نداشتن فرزند از يكسو.
غوطهور بودن در يك زندگى پر تجمل اشرافى از سوى ديگر.
نداشتن هيچ گونه گرفتارى در زندگى داخلى آن چنان كه معمول اشراف و متنعمان است از سوى سوم.
و بىبند و بارى شديد حاكم بر دربار مصر از سوى چهارم، اين زن را كه از ايمان و تقوا نيز بهرهاى نداشت در امواج وسوسههاى شيطانى فرو برد، آن چنان كه سرانجام تصميم گرفت مكنون دل خويش را با يوسف در ميان بگذارد، و از او تقاضاى كامجوئى كند.
او از تمام وسائل و روشها براى رسيدن به مقصد خود در اين راه استفاده كرد، و با خواهش و تمنا، كوشيد در دل او اثر كند، آن چنان كه قرآن مىگويد: «آن بانوئى كه يوسف در خانه او بود، پى در پى از او تمناى كامجوئى كرد» «وَ راوَدَتْهُ الَّتي هُوَ في بَيْتِها عَنْ نَفْسِهِ».
جمله «راوَدَتْهُ» از ماده «مراوده»، در اصل به معنى جستجوى مرتع و چراگاه است، و مثل معروف: أَلرَّائِدُ لايَكْذِبُ قَوْمَهُ: «كسى كه دنبال چراگاه مىرود، به قوم و قبيله خود دروغ نمىگويد» اشاره به همين است.
و همچنين به ميل سرمهدان كه آهسته سرمه را با آن به چشم مىكشند، «مرود» (بر وزن منبر) گفته مىشود، و سپس به هر كارى كه با مدارا و ملايمت طلب شود، اطلاق شده است.
اين تعبير، اشاره به اين است كه، همسر عزيز براى رسيدن به منظور خود به اصطلاح از طريق مسالمتآميز، و خالى از هر گونه تهديد با نهايت ملايمت و اظهار محبت از يوسف دعوت كرد.