تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٤٣
دعوت كرده، گفت: «اى قوم! خداوند يگانه يكتا را بپرستيد كه جز او معبودى براى شما نيست» «قالَ يا قَوْمِ اعْبُدُوا اللَّهَ ما لَكُمْ مِنْ إِلهٍ غَيْرُهُ».
چرا كه دعوت به توحيد، دعوت به شكستن همه طاغوتها و همه سنتهاى جاهلى است، و هر گونه اصلاح اجتماعى و اخلاقى بدون آن ميسر نخواهد بود.
آنگاه، به يكى از مفاسد اقتصادى كه از روح شرك و بتپرستى سرچشمه مىگيرد و در آن زمان در ميان اهل «مدين» سخت رايج بوده، اشاره كرده، گفت:
«به هنگام خريد و فروش پيمانه و وزن اشياء را كم نكنيد» «وَ لاتَنْقُصُوا الْمِكْيالَ وَ الْميزانَ».
«مِكْيال» و «مِيْزان» به معنى پيمانه و ترازو است، و كم كردن آنها به معنى كمفروشى و نپرداختن حقوق مردم است.
رواج اين دو كار، در ميان آنها، نشانهاى بود از نبودن نظم، حساب و ميزان و سنجش در كارهايشان، و نمونهاى بود از غارتگرى و استثمار و ظلم و ستم در جامعه ثروتمند آنها.
اين پيامبر بزرگ، پس از اين دستور، بلافاصله اشاره به دو علت براى آن مىكند:
نخست مىگويد: قبول اين اندرز سبب مىشود: درهاى خيرات به روى شما گشوده شود، پيشرفت امر تجارت، پائين آمدن سطح قيمتها، آرامش جامعه، خلاصه «من خير خواه شما هستم» و مطمئنم اين اندرز نيز سرچشمه خير و بركت براى جامعه شما خواهد بود «إِنِّي أَراكُمْ بِخَيْرٍ».
اين احتمال نيز، در تفسير اين جمله وجود دارد كه «شعيب» مىگويد: «من شما را داراى نعمت فراوان و خير كثيرى مىبينم» بنابراين دليلى ندارد كه تن به