تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٥٣
تفسير:
طشت رسوائى همسر عزيز از بام افتاد!
مقاومت سرسختانه يوسف عليه السلام همسر عزيز را تقريباً مأيوس كرد، ولى يوسف عليه السلام كه در اين دور مبارزه در برابر آن زن عشوهگر و هوسهاى سركش نفس، پيروز شده بود، احساس كرد اگر بيش از اين در آن لغزشگاه بماند خطرناك است، بايد خود را از آن محل دور سازد، لذا «با سرعت به سوى در كاخ دويد تا در را باز كند و خارج شود، همسر عزيز نيز بى تفاوت نماند، او نيز به دنبال يوسف به سوى در دويد تا مانع خروج او شود، و براى اين منظور، پيراهن او را از پشت سر گرفت و به عقب كشيد، به طورى كه پشت پيراهن از طرف طول پاره شد» «وَ اسْتَبَقَا الْبابَ وَ قَدَّتْ قَميصَهُ مِنْ دُبُرٍ».
«استباق» در لغت به معنى سبقت گرفتن دو يا چند نفر از يكديگر است، و «قدّ» به معنى پاره شده از طرف طول است، همان گونه كه «قطّ» به معنى پاره شدن از عرض است، لذا در حديث داريم: كانَتْ ضَرَباتُ عَلِىِّ بْنِ أَبِيْطالِبِ عليه السلام أَبْكاراً كانَ إِذَا اعْتَلى قَدَّ، وَ إِذَا اعْتَرَضَ قَطَّ: «ضربههاى على بن ابيطالب عليه السلام در نوع خود بىسابقه بود، هنگامى كه از بالا ضربه مىزد، تا بپائين مىشكافت و هنگامى كه از عرض، ضربه مىزد دو نيم مىكرد». «١»
ولى هر طور بود، يوسف عليه السلام خود را به در رسانيد و در را گشود، ناگهان عزيز مصر را پشت در ديدند، قرآن مىگويد: «آن دو، آقاى آن زن را دم در يافتند» «وَ أَلْفَيا سَيِّدَها لَدَى الْبابِ».
«الفيت» از ماده «الفاء» به معنى يافتن ناگهانى است، و تعبير از شوهر به